وقتی عبارت «استاندارد ملی» را روی یک محصول یا در مدارک فنی میبینیم، ممکن است این تصور ایجاد شود که رعایت تمام استانداردهای ملی الزام قانونی دارد. از طرف دیگر، اصطلاح «استاندارد تشویقی» نیز گاهی به شکلی استفاده میشود که انگار با استانداردی کماهمیت یا صرفاً پیشنهادی روبهرو هستیم. هیچکدام از این دو برداشت بهتنهایی تصویر دقیقی از موضوع ارائه نمیکنند.
برای یک تولیدکننده، واردکننده یا تیم مهندسی، دانستن شماره و عنوان استاندارد کافی نیست. باید مشخص باشد استاندارد موردنظر چه جایگاهی دارد، آیا محصول مشمول اجرای اجباری آن است، دامنه کاربرد استاندارد چیست و الزام در چه شرایط و زمانی برای محصول موردنظر قابل اعمال میشود. این تفاوت بهخصوص در صنعت خودرو اهمیت دارد؛ جایی که یک محصول ممکن است همزمان با استانداردهای ملی، مقررات فنی، الزامات تأیید نوع، Specificationهای سازنده و Requirements قراردادی مختلفی روبهرو باشد.
استاندارد اجباری چیست؟
به زبان ساده، وقتی اجرای یک استاندارد برای محصول، خدمت یا موضوع مشمول آن از سوی مرجع قانونی الزامی شده باشد، رعایت الزامات مربوط دیگر صرفاً یک انتخاب داوطلبانه تولیدکننده نیست. در چنین شرایطی، محصول یا فعالیتی که در دامنه شمول اجرای اجباری قرار میگیرد باید الزامات مربوط را برآورده کند و تولید، واردات، عرضه یا سایر فعالیتهای مرتبط با آن تابع مقررات قابل اعمال خواهد بود.
نکته مهم این است که وجود یک استاندارد ملی با اجباری بودن اجرای آن یک مفهوم نیست. استانداردهای متعددی تدوین و منتشر میشوند، اما وضعیت اجرای آنها باید جداگانه بررسی شود. بنابراین هنگام مواجهه با یک شماره استاندارد، نمیتوان صرفاً از عنوان «استاندارد ملی ایران» نتیجه گرفت که اجرای آن برای هر محصول و در هر شرایطی اجباری است.
از طرف دیگر، حتی اگر اجرای استانداردی اجباری شده باشد، باید دید محصول موردنظر در دامنه کاربرد یا Scope آن قرار میگیرد یا خیر. ممکن است یک استاندارد برای گروه مشخصی از خودروها، قطعات، تجهیزات یا شرایط کاربرد تعریف شده باشد و محصول دیگری با وجود شباهت ظاهری، در دامنه آن قرار نگیرد. در نتیجه، وضعیت اجرای اجباری استاندارد و قابل اعمال بودن آن برای یک محصول دو سؤال مرتبط اما جداگانه هستند.
استاندارد تشویقی چیست؟
در مقابل استانداردهای مشمول اجرای اجباری، استانداردهایی وجود دارند که اجرای آنها از مسیر اجرای اجباری استاندارد برای محصولات یا فعالیتهای مربوط الزام نشده است. در ادبیات رایج، از این دسته با عنوان استانداردهای تشویقی یاد میشود. تولیدکنندگان و سازمانها میتوانند برای ارتقای کیفیت، ایجاد یک چارچوب فنی مشترک، پاسخ به نیاز مشتری یا نشان دادن انطباق محصول با سطح مشخصی از الزامات از چنین استانداردهایی استفاده کنند.
اما واژه «تشویقی» نباید باعث شود اهمیت فنی چنین استانداردی کمتر تصور شود. یک استاندارد تشویقی ممکن است مجموعهای کاملاً دقیق از الزامات، روشهای آزمون و معیارهای پذیرش داشته باشد و در یک صنعت نیز بهطور گسترده مورد استفاده قرار گیرد. تفاوت اصلی در مبنای الزام به اجرای آن است، نه در میزان دقت فنی یا ارزش مهندسی سند.
در واقع، استاندارد تشویقی میتواند برای یک پروژه مشخص عملاً بسیار مهم باشد. ممکن است مشتری رعایت آن را در قرارداد الزام کند، خودروساز آن را در Supplier Specification قرار دهد یا تیم توسعه محصول آن را بهعنوان Requirement طراحی انتخاب کند. در چنین شرایطی شاید استاندارد از منظر اجرای عمومی اجباری نباشد، اما رعایت آن میتواند به یکی از الزامات همان قرارداد یا پروژه تبدیل شود.
تفاوت استاندارد اجباری و تشویقی دقیقاً در چیست؟
تفاوت اصلی را باید در منشأ الزام به رعایت استاندارد جستوجو کرد. در استاندارد مشمول اجرای اجباری، الزام از چارچوب قانونی و مقررات مربوط ناشی میشود. در استاندارد تشویقی، استفاده از استاندارد از همین مسیر عمومی الزام نشده است، اما تولیدکننده یا طرفین یک پروژه میتوانند آن را انتخاب کنند یا از طریق قرارداد و مشخصات فنی، رعایت آن را به یک الزام پروژه تبدیل کنند.
| استاندارد اجباری | استاندارد تشویقی |
|---|---|
| رعایت آن برای محصولات مشمول، بر اساس الزامات قانونی مربوط اجباری است | اجرای آن از مسیر عمومی اجرای اجباری استاندارد الزام نشده است |
| وضعیت اجرا و دامنه شمول اهمیت دارد | استفاده از آن میتواند داوطلبانه یا ناشی از قرارداد و Requirement پروژه باشد |
| عدم انطباق میتواند پیامدهای قانونی یا نظارتی مرتبط داشته باشد | پیامد عدم انطباق به نحوه استفاده از استاندارد و تعهدات پروژه بستگی دارد |
| همچنان باید Applicability آن برای محصول بررسی شود | همچنان میتواند الزامات فنی دقیق و روش آزمون مشخص داشته باشد |
بنابراین تفاوت این دو را نباید به «استاندارد مهم» و «استاندارد غیرمهم» تقلیل داد. هر دو میتوانند از نظر فنی بسیار جدی باشند؛ چیزی که تفاوت ایجاد میکند این است که چرا و بر چه مبنایی رعایت استاندارد برای محصول موردنظر لازم شده است.
آیا تمام استانداردهای ملی ایران اجباری هستند؟
خیر. عنوان «استاندارد ملی ایران» نشان میدهد سند در نظام استاندارد ملی تدوین یا منتشر شده است، اما از خود این عنوان نمیتوان نتیجه گرفت که اجرای آن الزاماً اجباری است. وضعیت اجرای استاندارد باید از منابع و مقررات معتبر مربوط بررسی شود.
این تمایز در کار مهندسی اهمیت زیادی دارد. اگر تیم پروژه فقط یک فهرست از شماره استانداردها دریافت کند اما جایگاه و وضعیت هرکدام را نداند، ممکن است استانداردی را به اشتباه الزام قانونی فرض کند یا برعکس، الزامی را که برای محصول قابل اعمال است نادیده بگیرد. بنابراین شناسایی استاندارد و تعیین وضعیت الزام آن باید دو مرحله جداگانه در بررسی Requirements پروژه باشند.
آیا استاندارد تشویقی را میتوان نادیده گرفت؟
این سؤال پاسخ مطلق «بله» یا «خیر» ندارد. اگر یک استاندارد مشمول اجرای اجباری نباشد، این موضوع فقط درباره جایگاه عمومی آن اطلاعات میدهد؛ هنوز باید بررسی شود آیا رعایت همان استاندارد از مسیر دیگری برای پروژه الزام شده است یا خیر.
فرض کنید یک قطعهساز محصولی را برای یک خودروساز توسعه میدهد و در قرارداد یا Technical Specification پروژه رعایت استاندارد مشخصی خواسته شده است. حتی اگر آن استاندارد از منظر اجرای عمومی تشویقی باشد، قطعهساز برای تحویل محصول مطابق قرارداد باید الزامات مربوط را در چارچوب همان تعهدات رعایت کند. همین مسئله ممکن است در پروژههای صادراتی، الزامات داخلی یک خودروساز یا برنامههای توسعه محصول نیز اتفاق بیفتد.
از دید مهندسی، بعضی استانداردهای تشویقی حتی زمانی که الزام قراردادی مستقیمی وجود ندارد میتوانند بهعنوان مرجع طراحی، روش آزمون یا Benchmark فنی مورد استفاده قرار گیرند. بنابراین سؤال درست فقط این نیست که «این استاندارد اجباری است یا تشویقی؟»؛ باید پرسید این استاندارد در پروژه من چه جایگاهی دارد؟
اجباری بودن استاندارد با قابل اعمال بودن آن چه تفاوتی دارد؟
این دو مفهوم را نباید با یکدیگر اشتباه گرفت. فرض کنید اجرای استانداردی اجباری شده است؛ هنوز باید بررسی شود آیا محصول موردنظر در دامنه کاربرد آن استاندارد قرار دارد. یک الزام ممکن است فقط برای دسته مشخصی از خودروها، محدوده جرمی خاص، نوع معینی از سیستم یا محصول مجهز به یک فناوری مشخص تعریف شده باشد.
برای مثال، در صنعت خودرو ردهبندیهایی مانند M و N و زیرگروههای آنها در تعیین Applicability بسیاری از الزامات اهمیت دارند. نوع قوای محرکه، ظرفیت خودرو، تجهیزات نصبشده و سایر مشخصات نیز ممکن است در قابل اعمال بودن یک استاندارد نقش داشته باشند. بنابراین عبارت «این استاندارد اجباری است» بهتنهایی پاسخ نمیدهد که آیا این خودروی مشخص باید آن را رعایت کند.
در یک بررسی فنی مناسب، ابتدا باید استاندارد یا الزام مربوط شناسایی شود، سپس دامنه کاربرد آن با مشخصات محصول تطبیق داده شود و در نهایت وضعیت اجرا و تاریخ یا شرایط اعمال الزام بررسی شود.
وضعیت اجرا و تاریخ اجرا چرا اهمیت دارند؟
وجود یک استاندارد در فهرست الزامات به این معنی نیست که الزاماً از همان زمان برای تمام محصولات بالقوه مشمول اجرا شده است. الزامات جدید میتوانند دارای برنامه زمانی یا شرایط اجرای مشخص باشند و اجرای آنها در مراحل مختلف آغاز شود. این موضوع در پروژههای خودرویی اهمیت بیشتری پیدا میکند، زیرا فاصله میان شروع طراحی یک محصول و ورود آن به مرحله تولید یا تأیید ممکن است چند سال باشد.
در چنین شرایطی، تیم پروژه نباید فقط الزامات اجرایی در زمان شروع پروژه را بررسی کند. باید دید در زمانی که محصول قرار است وارد فرآیند تأیید، تولید یا عرضه شود چه الزاماتی برای آن قابل اعمال خواهند بود. ممکن است الزامی در زمان شروع پروژه هنوز اجرایی نشده باشد اما پیش از عرضه محصول قابل اعمال شود؛ نادیده گرفتن چنین موردی میتواند در مراحل پایانی پروژه نیاز به تغییر طراحی یا آزمونهای جدید ایجاد کند.
این موضوع را در مقاله «استانداردهای ۱۲۲گانه خودرو چیست؟ الزامات جدید استاندارد خودرو در ایران» با جزئیات بیشتری بررسی کردهایم؛ از جمله اینکه چرا همه الزامات جدید بهصورت همزمان اجرا نمیشوند و چرا Applicability و زمان اجرا باید برای هر پروژه جداگانه بررسی شوند.
استانداردهای ۱۲۲گانه خودرو چه ارتباطی با این موضوع دارند؟
اصطلاح «استانداردهای ۱۲۲گانه خودرو» ممکن است این تصور را ایجاد کند که ۱۲۲ استاندارد وجود دارد که تمام خودروها باید در یک زمان و به یک شکل رعایت کنند، اما همانطور که در بحث استانداردهای اجباری نیز دیدیم، موضوع به این سادگی نیست. دامنه کاربرد استاندارد، گروه خودرو، تجهیزات و فناوریهای نصبشده و وضعیت اجرای الزام تعیین میکنند کدام موارد برای یک محصول مشخص قابل اعمال هستند.
علاوه بر این، بخشی از الزامات جدید میتوانند دارای زمانبندی یا شرایط اجرای متفاوت باشند. بنابراین برای یک خودروساز یا واردکننده، دانستن اینکه استاندارد در فهرست ۱۲۲گانه وجود دارد فقط نقطه شروع بررسی است. سؤال بعدی باید این باشد که آیا این الزام برای محصول من قابل اعمال است و در زمان اجرای پروژه چه وضعیتی دارد؟
برای بررسی عنوان استانداردها، شماره استاندارد ملی، مقررات یا استانداردهای معادل و وضعیت اجرای الزامات میتوانید از جدول استانداردهای ۱۲۲گانه خودرو در وبسایت تات استفاده کنید.
استاندارد اجباری با الزام قراردادی چه تفاوتی دارد؟
این تفاوت بهخصوص برای قطعهسازان مهم است. الزام قانونی از قوانین، مقررات و فرآیندهای رسمی مربوط ناشی میشود، اما Requirement قراردادی از توافق میان طرفین پروژه شکل میگیرد. ممکن است خودروساز در Specification یک قطعه، استانداردی را الزام کند که اجرای آن در سطح عمومی اجباری نیست. در این حالت، منشأ الزام متفاوت است اما قطعهساز برای تحویل محصول مطابق قرارداد باید Requirement مربوط را رعایت کند.
حتی ممکن است یک پروژه علاوه بر الزامات قانونی، استانداردهای داخلی سازنده، Corporate Standards، Drawing Requirements و روشهای آزمون اختصاصی داشته باشد. به همین دلیل، تهیه فهرست الزامات یک محصول فقط با جستوجوی استانداردهای اجباری کشور کامل نمیشود. Regulatory Requirements و Customer Requirements باید در کنار یکدیگر دیده شوند.
این تمایز در برنامهریزی آزمون نیز اهمیت دارد. یک قطعه ممکن است برای اثبات انطباق با یک الزام قانونی نیازمند یک ارزیابی باشد و برای پذیرش توسط مشتری، آزمونهای دیگری را طبق Specification خودروساز پشت سر بگذارد. نتیجه هر ارزیابی یا آزمون باید در چارچوب Requirementی که برای بررسی آن انجام شده تفسیر شود.
آیا هر استاندارد اجباری به معنی یک آزمون اجباری است؟
نه لزوماً به این شکل ساده. استاندارد میتواند مجموعهای از الزامات مختلف داشته باشد و روش اثبات انطباق نیز به محتوای همان استاندارد و فرآیند مربوط بستگی دارد. بعضی الزامات از طریق آزمون فیزیکی ارزیابی میشوند، برخی ممکن است نیازمند اندازهگیری، بررسی مدارک، بازرسی یا روشهای دیگری باشند. حتی در مواردی که آزمون لازم است، نوع نمونه، شرایط آزمون و معیار پذیرش باید از مرجع مربوط استخراج شوند.
به همین دلیل، از روی نام یک استاندارد نمیتوان بدون بررسی جزئیات نتیجه گرفت که دقیقاً چه نمونهای باید به آزمایشگاه ارسال شود یا چه آزمونی موردنیاز است. اگر استاندارد و آزمون موردنظر مشخص شدهاند، میتوانید از جدول آزمونهای قابل انجام تات برای بررسی خدمات آزمون و استانداردهای مرتبط استفاده کنید.
اگر وضعیت یک استاندارد مشخص نباشد، چه باید کرد؟
در یک پروژه واقعی بهتر است بر اساس شنیدهها، فایلهای قدیمی یا فهرستهایی که تاریخ و مرجع آنها مشخص نیست تصمیمگیری نشود. ابتدا شماره دقیق استاندارد و عنوان آن را مشخص کنید، سپس دامنه کاربرد، وضعیت اجرا، تاریخ یا شرایط مؤثر و در صورت ارتباط نسخه یا اصلاحیه مورد استناد را بررسی کنید. اگر محصول بخشی از یک پروژه خودرویی است، رده خودرو و Configuration آن نیز باید در بررسی Applicability لحاظ شوند.
این کار بهتر است در ابتدای پروژه انجام شود، نه زمانی که نمونه برای آزمون آماده شده است. تشخیص دیرهنگام یک Requirement میتواند به تغییر طراحی، ساخت نمونه جدید یا تکرار بخشی از فرآیند آزمون منجر شود. در پروژههایی که الزامات قابل اعمال هنوز مشخص نیستند، بررسی استانداردها و تهیه Requirement List یکی از اقدامات پایه پیش از برنامهریزی آزمون است.
اجباری یا تشویقی؛ سؤال اول است، نه آخر
دانستن اینکه یک استاندارد اجباری است یا تشویقی اهمیت دارد، اما این اطلاعات بهتنهایی برای تصمیمگیری مهندسی کافی نیست. بعد از مشخص شدن وضعیت استاندارد باید بررسی شود آیا محصول در دامنه کاربرد آن قرار دارد، الزام در چه زمان و شرایطی اجرا میشود، کدام نسخه ملاک است و آیا قرارداد یا Specification پروژه الزامات دیگری را نیز تعیین کرده است.
از همین رو، در یک پروژه خودرویی بهتر است بهجای تهیه یک فهرست ساده با دو ستون «اجباری» و «تشویقی»، برای هر Requirement منشأ الزام، Applicability، مرجع فنی، وضعیت اجرا و روش اثبات انطباق نیز مشخص شود. چنین رویکردی تصویر بسیار دقیقتری از تعهدات واقعی پروژه ارائه میدهد و کمک میکند استانداردها از یک فهرست شماره و عنوان به بخشی قابل مدیریت از فرآیند توسعه و ارزیابی محصول تبدیل شوند.