وقتی صحبت از آزمون خودرو میشود، ممکن است تصویر یک خودرو کامل روی تجهیزات آزمایشگاهی به ذهن برسد؛ در حالی که بخش قابل توجهی از ارزیابیهای صنعت خودرو روی قطعه، مجموعه یا یک سیستم مشخص انجام میشوند. در بعضی آزمونها فقط یک تجهیز مانند هشداردهنده شنیداری موضوع ارزیابی است، در برخی دیگر مجموعهای مانند صندلی و اتصالات آن بررسی میشود و در گروه دیگری، حضور خودرو کامل یا بخش بزرگی از ساختار آن برای اجرای آزمون ضروری است.
انتخاب میان این سطوح سلیقهای نیست. Requirement و روش آزمون تعیین میکنند چه چیزی باید بهعنوان نمونه ارزیابی شود. آزمون یک قطعه میتواند اطلاعات دقیقی درباره عملکرد همان قطعه ارائه کند، اما الزاماً پاسخ نمیدهد که قطعه پس از نصب روی خودرو و در تعامل با سایر اجزا چه عملکردی خواهد داشت. از طرف دیگر، انجام آزمون روی خودرو کامل برای Requirementی که استاندارد روش مشخصی در سطح Component تعریف کرده است لزوماً اطلاعات بهتر یا معتبرتری ایجاد نمیکند. به همین دلیل، قبل از آمادهسازی نمونه باید ابتدا مشخص شود الزام موردنظر در چه سطحی قرار است اثبات شود.
آزمون قطعه یا Component Test چیست؟
در Component Testing موضوع اصلی یک قطعه یا تجهیز مشخص است. استاندارد یا روش آزمون تعیین میکند نمونه چه ویژگیهایی داشته باشد، چگونه آماده و نصب شود، تحت چه شرایطی قرار گیرد و چه پارامترهایی اندازهگیری شوند. هدف این است که عملکرد همان Component در برابر Requirements تعریفشده ارزیابی شود، بدون اینکه الزاماً خودرو کامل در آزمایشگاه حضور داشته باشد.
این رویکرد چند مزیت دارد. شرایط آزمون را میتوان با کنترل بیشتری ایجاد کرد، اندازهگیریها مستقیماً روی ویژگی موردنظر متمرکز میشوند و در مراحل توسعه نیز امکان مقایسه چند طراحی یا نمونه با هزینه و پیچیدگی کمتر وجود دارد. اما نتیجه باید در محدوده همان آزمون تفسیر شود. اگر قطعه در یک Component Test الزامات مربوط را برآورده کرده باشد، این نتیجه درباره ویژگیهایی معتبر است که همان روش آزمون ارزیابی کرده؛ نه درباره تمام عملکردهایی که قطعه بعداً روی خودرو خواهد داشت.
یک مثال از آزمون قطعه؛ هشداردهنده شنیداری
هشداردهنده شنیداری یا Horn مثال خوبی برای درک این موضوع است. در UN Regulation No. 28 الزامات مرتبط با تجهیزات هشداردهنده شنیداری و همچنین موضوع نصب آنها روی وسایل نقلیه مطرح میشود. بنابراین حتی در یک Regulation واحد نیز میتوان دید که «عملکرد خود تجهیز» و «الزامات مربوط به نصب یا عملکرد آن در ارتباط با وسیله نقلیه» الزاماً یک سؤال واحد نیستند.
در وبسایت تات، صفحه آزمون هشداردهنده شنیداری – ECE R28 اطلاعات مربوط به این آزمون را ارائه میکند. این نمونه بهخوبی نشان میدهد چرا هنگام صحبت درباره «آزمون بوق خودرو» باید مشخص کنیم دقیقاً کدام Requirement موردنظر است؛ ممکن است موضوع، مشخصات خود تجهیز باشد یا الزامی که به نصب و عملکرد آن در ارتباط با وسیله نقلیه مربوط میشود.
همین منطق در بسیاری از تجهیزات خودرو وجود دارد. یک Component میتواند الزامات مستقل خود را داشته باشد، اما نصب همان Component در یک سیستم بزرگتر ممکن است Requirements دیگری ایجاد کند.
System و Assembly Test کجای این تقسیمبندی قرار میگیرند؟
همه آزمونها را نمیتوان به دو گروه ساده «قطعه» و «خودرو کامل» تقسیم کرد. بین این دو، سطح مهم دیگری وجود دارد که میتوان آن را System یا Assembly Level دانست. در این حالت موضوع آزمون یک قطعه منفرد نیست، بلکه مجموعهای از اجزاست که عملکرد آنها به ارتباط با یکدیگر وابسته است.
صندلی خودرو مثال خوبی است. یک صندلی از Frame، مکانیزمهای تنظیم، اتصالات، پشتسری و اجزای مختلف دیگری تشکیل شده و نحوه اتصال مجموعه به ساختار مربوط نیز میتواند در ارزیابی اهمیت داشته باشد. بنابراین اگر Requirement درباره استحکام صندلی و اتصالات آن باشد، آزمایش جداگانه یک Bracket یا یک ریل بهتنهایی الزاماً پاسخ کامل را ارائه نمیدهد؛ باید مجموعهای که در روش آزمون تعریف شده ارزیابی شود.
در آزمون استحکام صندلی خودرو – ECE R17 نیز نمونه و شرایط نصب بر اساس الزامات مربوط تعریف میشوند. چنین آزمونی نشان میدهد «سطح آزمون» را بهتر است بر اساس چیزی که Regulation قصد ارزیابی آن را دارد تعیین کنیم، نه صرفاً اندازه فیزیکی نمونه.
آزمون خودرو کامل یا Whole Vehicle Test چیست؟
در Whole Vehicle Testing یا ارزیابی در سطح خودرو، ویژگی موردنظر به شکلی با ساختار، هندسه، جرم، سیستمهای مختلف یا رفتار کلی خودرو در ارتباط است که حضور وسیله نقلیه یا Configuration نماینده آن برای آزمون اهمیت پیدا میکند. در چنین شرایطی، جدا کردن یک Component از خودرو ممکن است همان چیزی را که قرار است ارزیابی شود از بین ببرد.
برای مثال، عملکرد ترمز، پایداری، میدان دید، برخی ویژگیهای صوتی یا رفتاری و بسیاری از سناریوهای دینامیکی به تعامل چندین بخش خودرو وابستهاند. تایر، تعلیق، جرم، توزیع بار، نرمافزارهای کنترلی و شرایط نصب اجزا میتوانند همزمان بر نتیجه اثر بگذارند. در چنین آزمونهایی نتیجه متعلق به Configuration مشخصی از خودرو است و تغییر یکی از پارامترهای مؤثر میتواند نیازمند بررسی اثر آن تغییر باشد.
این موضوع باعث میشود مدیریت Configuration در آزمون خودرو کامل اهمیت زیادی پیدا کند. مشخصات خودرو، Variant، جرم، تایر، نرمافزار، تجهیزات نصبشده و سایر پارامترهای مؤثر باید متناسب با روش آزمون مشخص و قابل ردیابی باشند. عبارت «همین مدل خودرو» برای یک پروژه فنی همیشه تعریف کافی از نمونه نیست.
آزمون استحکام کابین؛ قطعه است یا خودرو کامل؟
آزمون استحکام کابین مثال خوبی است که نشان میدهد دستهبندیهای ساده همیشه کافی نیستند. کابین یک وسیله نقلیه تجاری را نمیتوان مانند یک Component کوچک و مستقل در نظر گرفت؛ رفتار آن به ساختار، نقاط اتصال و Configuration تعریفشده در مقرره وابسته است. در عین حال، بسته به روش و شرایط تعریفشده، ارزیابی ممکن است روی خودرو یا مجموعهای نماینده از ساختار انجام شود.
UN Regulation No. 29 الزامات مربوط به حفاظت از سرنشینان کابین وسایل نقلیه تجاری را در دامنه کاربرد خود پوشش میدهد و روشهای مشخصی برای ارزیابی ساختار و فضای حفاظتی تعریف میکند. اطلاعات این خدمت در صفحه آزمون استحکام کابین – ECE R29 در وبسایت تات در دسترس است.
این مثال یک نکته مهم را روشن میکند: سؤال مناسب همیشه این نیست که «این آزمون قطعه است یا خودرو کامل؟». سؤال دقیقتر این است که روش آزمون چه Configuration و چه سطحی از مجموعه را برای ارزیابی Requirement تعریف کرده است؟
چرا موفقیت یک قطعه در آزمون، عملکرد خودرو کامل را تضمین نمیکند؟
وقتی یک قطعه روی Bench آزمون میشود، بسیاری از متغیرهای اطراف آن حذف یا کنترل شدهاند. اما پس از نصب روی خودرو، Component بخشی از یک سیستم بزرگتر میشود. سختی نقاط اتصال، ارتعاش، دما، مسیر انتقال نیرو، تغذیه الکتریکی، ارتباط با ECUها، هندسه نصب و حتی نرمافزار سیستم میتوانند بر رفتار نهایی اثر بگذارند.
فرض کنید یک Sensor در شرایط آزمایشگاهی عملکرد مناسبی دارد. اگر محل نصب آن روی خودرو باعث ایجاد Occlusion، ارتعاش غیرمنتظره یا شرایط محیطی متفاوت شود، عملکرد System Level میتواند با نتیجه Component Level متفاوت باشد. یا یک قطعه سازهای ممکن است بهتنهایی بار مشخصی را تحمل کند اما پس از اتصال به ساختار خودرو، مسیر انتقال بار و رفتار کل Assembly تغییر کند.
بنابراین Component Verification/Validation و System یا Vehicle Level Verification/Validation میتوانند مکمل یکدیگر باشند و بسته به Requirement ممکن است ارزیابی در بیش از یک سطح لازم باشد. موفقیت در سطح پایینتر فقط زمانی پاسخ کافی است که همان سطح دقیقاً چیزی باشد که Requirement و روش ارزیابی تعریف کردهاند.
آیا آزمون خودرو کامل همیشه معتبرتر از آزمون قطعه است؟
خیر. بزرگتر و پیچیدهتر بودن آزمون به معنی معتبرتر بودن آن نیست. اعتبار نتیجه به این بستگی دارد که آیا روش انتخابشده برای Requirement موردنظر مناسب است و آیا شرایط تعریفشده بهدرستی اجرا شدهاند یا خیر.
اگر استاندارد برای یک Component روش آزمون مشخصی تعریف کرده باشد، انجام یک آزمون غیرمرتبط روی خودرو کامل جای آن را نمیگیرد. Component Test میتواند متغیرهای اضافی را حذف کند و امکان اندازهگیری دقیقتر ویژگی موردنظر را فراهم کند. در مقابل، اگر Requirement مربوط به رفتار سیستم یکپارچه باشد، نتیجه Component Test بهتنهایی کافی نخواهد بود.
بنابراین به جای رتبهبندی آزمونها به «ساده» و «کامل»، بهتر است از خود Requirement شروع کنیم: چه چیزی باید اثبات شود و کدام سطح آزمون میتواند شواهد مناسب برای آن ایجاد کند؟
انتخاب سطح آزمون از Requirement شروع میشود
در یک پروژه توسعه محصول، Requirements در سطوح مختلف تعریف میشوند. بعضی مستقیماً به یک Component مربوط هستند، برخی به Subsystem یا Assembly و برخی دیگر فقط در سطح خودرو معنی پیدا میکنند. اگر این ساختار در برنامه Verification و Validation دیده نشود، ممکن است آزمونهای زیادی انجام شوند اما هنوز برای بعضی Requirements شواهد کافی وجود نداشته باشد.
فرض کنید Requirement درباره استحکام یک اتصال مشخص است؛ شاید Component یا Assembly Test پاسخ مناسبی باشد. اگر Requirement درباره میدان دید راننده باشد، هندسه خودرو و موقعیت اجزا وارد مسئله میشوند و ارزیابی در سطح خودرو اهمیت پیدا میکند. اگر Requirement درباره عملکرد یک سیستم الکترونیکی باشد، ممکن است ابتدا Component Test، سپس Hardware-in-the-Loop یا System Test و در نهایت Vehicle Test در برنامه توسعه قرار گیرند.
به همین دلیل، Test Plan خوب فقط فهرست آزمونها نیست؛ باید ارتباط میان Requirement و روش یا سطح Verification را مشخص کند.
تفاوت نمونه در Component Test و Vehicle Test چیست؟
در آزمون قطعه، هویت نمونه معمولاً با Part Number، Revision، ماده، Supplier، Configuration و مشخصات مرتبط تعریف میشود. در آزمون خودرو کامل، تعداد متغیرهایی که باید کنترل شوند بیشتر است؛ Variant خودرو، جرم، تجهیزات، تایر، نرمافزار، Calibration، وضعیت سیستمها و شرایط آمادهسازی میتوانند اهمیت داشته باشند.
در هر دو حالت Traceability نمونه ضروری است. اگر نتیجه آزمون مربوط به Revision A باشد و بعداً طراحی به Revision B تغییر کند، باید اثر تغییر بر نتیجه قبلی بررسی شود. همین موضوع در Vehicle Level نیز وجود دارد؛ تغییر ECU Calibration یا یک Component مؤثر ممکن است باعث شود نتیجه Configuration قبلی بدون تحلیل قابل تعمیم نباشد.
برای همین، پیش از ارسال نمونه باید دقیقاً مشخص شود چه چیزی قرار است آزمون شود. در مقاله «قبل از ارسال خودرو یا قطعه به آزمایشگاه چه چیزهایی باید بررسی شود؟» درباره Configuration، Revision، Fixture، مدارک و تفاوت نمونههای Validation، Type Approval و CoP بهطور جداگانه توضیح دادهایم.
آزمون قطعه در چه مرحلهای از توسعه محصول انجام میشود؟
Component Testing معمولاً میتواند زودتر از آزمون خودرو کامل آغاز شود. وقتی خودرو نهایی هنوز ساخته نشده، تیم توسعه میتواند بسیاری از Components و Subsystems را بهصورت مستقل بررسی کند و مشکلات طراحی را قبل از یکپارچهسازی محصول شناسایی کند. به همین دلیل، در بسیاری از برنامههای توسعه بخشی از ارزیابیها از سطوح Component و Subsystem آغاز میشوند و با افزایش بلوغ محصول به System و Vehicle Level گسترش پیدا میکنند.
اما این مسیر همیشه کاملاً خطی نیست. ممکن است بعد از Vehicle Test مشکلی مشاهده شود و تیم دوباره به Component Level برگردد تا علت را جداگانه بررسی کند. همچنین یک تغییر در قطعه میتواند نیازمند تکرار بخشی از آزمونهای System یا Vehicle Level باشد. توسعه محصول در عمل یک چرخه میان طراحی، آزمون، تحلیل و اصلاح است، نه یک مسیر یکطرفه که هر سطح فقط یکبار طی شود.
هزینه کمتر Component Test به معنی اولویت همیشگی آن نیست
آزمون قطعه معمولاً میتواند از نظر نمونه، تجهیزات و زمان سادهتر از آزمون خودرو کامل باشد، اما انتخاب آزمون فقط بر اساس هزینه تصمیم درستی نیست. اگر Requirement در سطح خودرو تعریف شده باشد، اجرای چند Component Test ارزانتر الزاماً جای Vehicle Test را نمیگیرد. در مقابل، انجام زودهنگام Component Test میتواند مشکلات را قبل از رسیدن به مراحل گرانتر شناسایی کند و هزینه کل توسعه را کاهش دهد.
رویکرد مناسب این است که ریسکها تا حد امکان در پایینترین سطحی که ارزیابی معتبر آنها امکانپذیر است بررسی شوند و در صورت نیاز، عملکرد و یکپارچگی محصول در سطوح بالاتر نیز ارزیابی شود. این رویکرد میتواند به برنامهریزی مؤثرتر Verification در محصولات پیچیده کمک کند.
استاندارد مشخص میکند چه نمونهای برای آزمون لازم است
یکی از اشتباهات رایج این است که تیم پروژه ابتدا نمونه موجود را انتخاب کند و بعد به دنبال آزمونی بگردد که بتوان روی آن انجام داد. ترتیب منطقی برعکس است: ابتدا Requirement و استاندارد قابل اعمال مشخص میشوند، سپس روش آزمون بررسی میشود و بر اساس آن نمونه، Configuration و تجهیزات موردنیاز تعیین میشوند.
برای مثال، ممکن است یک استاندارد اجازه استفاده از Fixture یا ساختار نماینده را بدهد، در حالی که استاندارد دیگری حضور خودرو کامل را ضروری بداند. حتی در یک Regulation ممکن است بخشهای مختلف برای Approval یک Component و نصب آن روی خودرو Requirements متفاوتی داشته باشند. بنابراین قبل از ساخت یا ارسال نمونه، روش آزمون باید بررسی و نیازهای آن مشخص شوند.
برای بررسی آزمونها و استانداردهای قابل انجام در تات میتوانید از جدول آزمونهای قابل انجام استفاده کنید یا صفحات اختصاصی خدمات را در فهرست آزمونهای تات مشاهده کنید.
آزمون قطعه و خودرو کامل رقیب یکدیگر نیستند
تقسیم آزمونها به Component، System و Vehicle Level به معنی انتخاب یکی و کنار گذاشتن بقیه نیست. هر سطح سؤال متفاوتی را پاسخ میدهد. Component Test کمک میکند ویژگی یک قطعه در شرایط کنترلشده بررسی شود، System Test تعامل چند جزء را نشان میدهد و Vehicle Test رفتار محصول یکپارچه را در شرایطی که حضور خودرو برای Requirement اهمیت دارد ارزیابی میکند.
یک برنامه توسعه مناسب تلاش میکند هر سؤال را در سطحی که شواهد معتبر و متناسب با Requirement را با هزینه و زمان منطقی ایجاد میکند پاسخ دهد و در صورت نیاز نتیجه را در سطح بالاتر نیز بررسی کند. به همین دلیل، موفقیت در آزمون قطعه پایان فرآیند نیست و آزمون خودرو کامل نیز همیشه نقطه شروع مناسبی برای کشف مشکلات Component نیست.
در نهایت، سؤال درست پیش از درخواست آزمون این نیست که «قطعه را بفرستیم یا خودرو کامل را؟» ابتدا باید مشخص شود چه Requirementی قرار است ارزیابی شود، استاندارد چه روشی تعیین کرده و برای ایجاد شواهد معتبر چه سطحی از نمونه لازم است. وقتی پاسخ این سه سؤال روشن باشد، انتخاب میان Component، Assembly، System یا Whole Vehicle Test نیز بسیار دقیقتر خواهد شد.